به عبارت دیگر ماهیت نوع بازده در عدم کارایی مقیاس برای یک بنگاه خاص، با مقایسه مقدار کارایی فنی در حالت بازده غیر صعودی نسبت به مقیاس، با مقدار کارایی فنی در حالت بازده متغیر نسبت به مقیاس، تعیین میشود. بدین صورت که اگر این دو با هم مساوی باشند آنگاه بنگاه مورد نظر با بازده نزولی نسبت به مقیاس مواجه میباشد، در غیر این صورت شرط بازده صعودی نسبت به مقیاس برقرار است.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
همانگونه که در نمودار (۳-۳) نشان داده شده است منحنی تابع تولید مرزی متغیر نسبت به مقیاس (VRS) در طرف راست منحنی بازده ثابت نسبت به مقیاس (CRS) قرار میگیرد و نواحی صعودی، ثابت و نزولی مقیاس تولید را در بر دارد.
این منحنی مرزی کارا (VRS) مشابه منحنی تولید (TP) است که در متون اقتصادی ارائه شده است.
میزان کارایی فنی بنگاه P (طبق مدل CCR) با فرض بازده ثابت نسبت به مقیاس برابر میباشد. در حالت بازده متغیر نسبت به مقیاس (مدل BCC) کارایی فنی به کارایی مقیاس ( ) و کارایی مدیریت ( ) قابل تفکیک میباشد. به طوریکه:
(۳-۱۰)
کارایی فنی= کارایی مدیریت ×کارایی مقیاس
نمودار (۳-۳)- تفکیک کارایی فنی به کارایی ناشی از مدیریت و کارایی ناشی از مقیاس
در فرموله کردن DEA بایستی ابتدا در مورد مبنای حداقلسازی عوامل تولید و یا حداکثرسازی محصول تصمیمگیری نمود. شایان ذکر است که در روش DEA مدل را میتوان بر اساس حداقلسازی عوامل تولید یا حداکثرسازی محصول مشخص نمود که در حالت بازده ثابت نسبت به مقیاس (مدل CCR) هر دو نوع جهتگیری برای مدل (براساس حداقلسازی عوامل تولید و یا حداکثرسازی محصول) مقادیر یکسانی را برای کارایی فنی ارائه مینماید ولی در حالت کلی چنین امری مصداق نخواهد داشت.
۳-۶-۵-مدل حداکثرسازی محصول
در مدلی که بر مبنای حداقلسازی عامل تولید تا کنون مورد بحث واقع شد، به دنبال اندازه گیری کارایی و راهنمایی به منظور کاهش میزان عوامل تولید بودیم. همانگونه که مطرح شد، امکان اندازه گیری کارایی فنی با مبنای حداکثرسازی محصول نیز وجود دارد. این دو میزان کارایی با فرض بازده ثابت نسبت به مقیاس، مقادیر یکسان و در شرایط بازده متغیر، مقادیر متفاوتی را ارائه میدهند. در بسیاری از مطالعات لازم است تحلیلگران بر مبنای حداقلسازی عوامل تولید بررسی خود را انجام دهند زیرا در بسیاری از بنگاهها (مثل تولید برق) عوامل تولید به عنوان متغیرهای تصمیمگیری ظاهر میشوند. ولی برخی واحدها (مثل دانشگاهها)، مقادیر ثابتی از منابع (عوامل تولید) را در اختیار دارند و میخواهند تا آنجا که امکان دارد محصول خود را افزایش دهند. در این حالت مبنای حداکثرسازی محصول مناسبتر به نظر میرسد.
مدل بر مبنای حداکثرسازی محصول بسیار شبیه مدل بر مبنای حداقلسازی عوامل تولید میباشد.
,
st
(۳-۱۱)