“
پیوت و جنین[۳۵] در سال ۲۰۰۵ به بررسی کیفیت حسابرسی و مدیریت سود در فرانسه پرداختند. آن ها با ۲۵۵ مشاهده شرکت/سال در سال های ۱۹۹۹-۲۰۰۲ مورد بررسی قرار دادند و دریافتند که شرکت هایی که توسط ۵ مؤسسه حسابرسی بزرگ حسابرسی میشوند با مدیریت سود کمتری مواجه نیستند و در واقع تفاوت های کیفیت حسابرسی ۵ مؤسسه حسابرسی بزرگ تاثیری بر عدم مدیریت سود ندارد.
باود و ویلکینز[۳۶] در سال ۲۰۰۴ اثرات اندازه مؤسسه حسابرسی را بر کیفیت حسابرسی در بازار بلژیک به آزمون گذاشتند. نتایج تحقیقات ایشان نشان داد که رابطه معنا داری بین اندازه مؤسسه حسابرسی و کیفیت حسابرسی وجود ندارد.
کاتاناک و واکر(۱۹۹۹) مدلی معرفی کردند که نشان میدهد کیفیت حسابرسی تابع دو عامل مرتبط با عملکرد حسابرسی است. این عوامل عبارتند از:
تواناییهای حسابرس ( از جمله دانش، تجربه، قدرت تطبیق و کارایی فنی) و اجرای حرفه ای ( از جمله استقلال، عینیت، مراقبت حرفه ای، تضاد منافع و قضاوت).
کیم و همکاران [۳۷](۲۰۰۳) نشان دادهاند که تفاوت اثر بخشی مؤسسات حسابرسی بزرگ با مؤسسات حسابرسی کوچک از تضاد بین انگیزه مدیران شرکت ها و حسابرسان در گزارشگری نشأت میگیرد. هنگامی مدیران انگیزه کافی برای افزایش میزان سود از طریق استفاده از روش های حسابداری افزاینده سود دارند، حفظ بی طرفی حسابرسان، به بروز تضاد بین مدیران و حسابرسان منجر می شود. آن ها دریافتند مؤسسات حسابرسی بزرگ در پیشگیری از دستکاری سود، اثر بخشی بیشتری از مؤسسات کوچک(با فرض وجود تضاد بین مدیریت و حسابرسان) دارند.
لام و چانگ[۳۸] (۱۹۹۴) دریافتند که به طور کلی مؤسسات حسابرسی بزرگ لزوماً کیفیت حسابرسی بهتری از مؤسسات حسابرسی کوچک ارائه نمی دهند.
لوئیس هنوک[۳۹] در سال ۲۰۰۵ در پژوهش خود به بررسی رابطه بین کیفیت خدمات مؤسسه حسابرسی و اندازه حسابرس پرداخت و پی برد مؤسسات حسابرسی بزرگ همیشه خدمات بهتری نسبت به مؤسسات کوچک تر ارائه نمی دهند.
دلتاس و دوگار[۴۰] (۲۰۰۴) در پژوهش های خود به این نتیجه رسیدند، هر چه تنوع محصولات حسابرسی کمتر باشد کیفیت حسابرسی صورت های مالی بالاتر است.
چانتائو و همکاران [۴۱](۲۰۰۷) در پژوهش خود به تحلیل شناخت (درک) بازار سهام از کیفیت حسابرسی میان تعدادی از مؤسسات حسابرسی کوچک در بازار حسابرسی چین پرداختند. این پژوهشگراندریافتند رابطه مثبت بین اندازه مؤسسه حسابرسی و درک سرمایه گذار از کیفیت سودآوری وجود دارد. نتایج پژوهش چانتائو و همکاران نشان داد، اندازه های مختلف مؤسسات حسابرسی روی کیفیت حسابرسی تاثیرگذار است.
لینوکس[۴۲] در سال ۱۹۹۹ نشان داد که مؤسسه های حسابرسی بزرگ نسبت به مؤسسه های حسابرسی کوچک انگیزه بیشتری برای صدور گزارش صادقانه دارند. تحقیقات وی نشان میدهد که هر چه میزان منافع مالی در واحدهای مورد حسابرسی بیشتر باشد، استقلال حسابرسان نیز اهمیت بیشتری مییابد.
دیویدسون و نئو[۴۳] در سال ۱۹۹۳ بر اساس داده هایی از بازارهای کانادا متوجه شدن که صاحبکاران حسابرسان صاحب نام در مقایسه با صاحب کارانی که از چنین حسابرسانی برخوردار نیستند، اشتباهات پیشبینی مدیریت بیشتری دارند.
فارگر[۴۴] و همکاران در سال ۲۰۰۱ با بهره گرفتن از نمونه ای شامل ۷۹۶ مشاهده از ۲۰ کشور مختلف طی سال ۱۹۹۴، به بررسی تقاضا برای شهرت مؤسسات حسابرسی در بازارهای بینالمللی پرداختند. نتایج حاصل از بررسی رابطه متغیرهای اندازه شرکت، اهرم مالی، ویژگی های افشا، تولید ناخالص داخلی و لگاریتم طبیعی حق الزحمه حسابرسی با انتخاب ۶ حسابرس بزرگ بیانگر این بود که ویژگی های افشا،تنها عوامل انتخاب مؤسسات حسابرسی بزرگ هستند.
جدول شماره(۲-۲): خلاصه ای از پیشینه های خارجی
ردیف نام محقق نتایج تحقیق ۱ کار جالانین (۲۰۱۰) حسابرسان چهار مؤسسه حسابرسی بزرگ و حسابرسی های مشترک با بیش از یک حسابرس مسئول با کاهش هزینه بدهی ارتباط دارند. ۲ چن و همکاران (۲۰۱۰) کیفیت حسابرسی بالاتر، باعث می شود هزینه سرمایه در شرکت های غیردولتی نسبت به شرکت های دولتی کاهش معناداری داشته باشد. ۳ فروناندو و همکاران (۲۰۰۸) دریافتند که سه ویژگی اندازه مؤسسه حسابرسی، تخصص حسابرس در یک صنعت و دوره تصدی حسابرس با هزینه رابطه منفی دارد. ۴ احمد و همکاران (۲۰۰۸) شرکت هایی که حسابرسان مؤسسات بزرگ حسابرسی را در یک صنعت تخصص دارند، استخدام میکنند، هزینه سرمایه کمتری نسبت به شرکت هایی که این گونه حسابرسان استفاده نمی کنند دارند. ۴ احمد و همکاران (۲۰۰۸) شرکت هایی که حسابرسان مؤسسات بزرگ حسابرسی را در یک صنعت تخصص دارند، استخدام میکنند، هزینه سرمایه کمتری نسبت به شرکت هایی که این گونه حسابرسان استفاده نمی کنند دارند. ۵ فرانسیس و یو (۲۰۰۹) مؤسسات بزرگتر به دلیل در اختیار داشتن پرسنل با تجربه[۴۵]، دارای صلاحیت بیشتری در کشف تحریفات با اهمیت می دانند. ۶ چوی و همکاران
(۲۰۰۸)
اندازه مؤسسه حسابرسی، رابطه مثبت معنا داری با کیفیت حسابرسی و حق الزحمه حسابرس دارد ۷ لی و همکاران (۲۰۰۸) وجود رابطه بین اندازه مؤسسه حسابرسی و کیفیت حسابرسی را به اثبات رساندند. ۸ کمران و همکاران (۲۰۰۸) ایشان به این نتیجه رسیدند که در محیطی با تغییر اجباری حسابرسان، تغییر اختیاری ایشان بر کیفیت حسابرسی تاثیر مثبت گذارده، ولی تغییر اجباری حسابرسان، تاثیر منفی بر کیفیت حسابرسی داشته است. ۹ کمران و همکاران(۲۰۰۸) با گذشت زمان و افزایش مدت تصدی حسابرس، کیفیت حسابرسی افزایش مییابد.
۲-۹-۲-پیشینهداخلی:
نونهال نهر و همکاران(۱۳۸۹)رابطه بین کیفیت حسابرسی و قابلیت اتکای اقلام تعهدی را مورد بررسی قرار دادند. تنایج پژوهش آنان نشان داد که شرکت های حسابرسی شده توسط حسابرسان با کیفیت بالا دارای ضریب پایداری اقلام تعهدی بیشتری بوده و در نتیجه، قابلیت اتکای اقلام تعهدی بالایی دارند.
بولو و همکاران (۱۳۸۹)، تاثیر تغییر حسابرس مستقل را بر شفافیت اطلاعاتی شرکت های پذیرفته شده در بورس مورد بررسی قرار دادند در این راستا تاثیر تغییر حسابرس مستقل بر رتبه شفافیت اطلاعاتی شرکت ها و تعدیلات سنواتی مورد آزمون قرار گرفت نتایج نشان داد که تغییر حسابرس مستقل بر شفافیت اطلاعاتی شرکت ها تاثیزی ندارد.
رحمانی و فلاح نژاد(۱۳۸۹)، رابطه کیفیت اقلام تعهدی با هزینه سرمایه سهام عادی را بررسی کردند. نتایج گویای وجود رابطه ی معنا دار بین کیفیت اقلام تعهدی و هزینه سرمایه سهام عادی است. نتایج نشان داد که بین جزء غیر اختیاری اقلام تعهدی و هزینه سرمایه سهام عادی، نسبت به جزء اختیاری آن رابطه قوی تری وجود دارد.
“