در تحقیق انجام شده به وسیله از سامر[۵۶] (۱۹۹۷)، یوتربک [۵۷] (۱۹۷۹) و پیرس و دلبک [۵۸] (۱۹۹۷) نشان داده شد که ساختار سازمانی بر نوآوری سازمانها تأثیر دارد. یوتربک و پیرس و دلبک اظهار کردند که ساختار انعطافپذیر نه تنها به پیشرفت و توسعه در به کارگیری ایده ها و نظرات جدید می انجامد بلکه میزان نوآوری این ساختارها خیلی بیشتر از ساختارهای سخت و انعطاف ناپذیر است. همچنین از سامر در تحقیق مشابه خود به این نتیجه رسید که سازمانهای دارای ساختار انعطافپذیر قادر خواهند بود که سادهتر، سریعتر و پرحرارتتر، ایده های نو و جدید را تشویق و ترغیب نمایند (به نقل از اسمی، ۱۳۸۵).
رابیندرا. آن. کانونگو [۵۹](۱۹۹۰) در تحقیقی که انجام داد عوامل فرهنگی را عوامل زمینهساز جهت خلاقیت و نوآوری سازمانی دانسته است و معتقد است که فقدان آن ها باعث از خود بیگانگی افراد و سرکوبی توان خلاقیت و نوآوری آن ها خواهد شد وی معتقد است سازمانهایی که در آن ها عوامل؛ مذهبگرایی سنتی، غیر مرتبط بودن پاداش، سیستم استبدادی و شبکه رفیقبازی حاکم باشد سازمانهای خلاقی نخواهند بود و این عوامل باعث کاهش بهرهوری و بیگانگی افراد سازمان خواهد شد.
رایس[۶۰] (۲۰۰۶) در تحقیقی تحت عنوان ارزشهای فردی، بافت سازمانی، خودپنداره کارکنان از خلاقیت در سازمانهای مصری نتایج زیر را ارائه میدهد:
۱- خودکنترلی رابطه مثبتی با رفتار خلاق کارکنان دارد.
۲- هماهنگی و انطباق با محیط رابطه منفی با خلاقیت کارکنان دارد.
۳- رفتار تحکم آمیز مدیر رابطه منفی با خلاقیت کارکنان دارد.
۴- میزان رفتار خلاق کارکنان در سازمانهایی که کنترل مستقیم و ساختار سلسله مراتبی دارند، پایین است.
۵- در سازمانهایی که رفتار حمایتگرانه در سازمان جاری است میزان رفتار خلاق کارکنان در سطح بالایی قرار دارد.
۶- در سازمانهایی که میزان ریسک پذیری در حد بالایی است رفتار خلاق کارکنان نیز در سطح بالایی قرار دارد.
۷- در سازمانهایی که فضای باز و قابل اعتماد حاکم است میزان رفتار خلاق کارکنان در سطح بالایی قرار دارد.
رابینز(۱۳۷۸) نیز بیان میدارد: مدارک به دست آمده نشان میدهد که بین زن و مرد هیچ تفاوت معنی داری در میزان مشارکت وجود ندارد (رابینز به نقل از مصطفوی، ۱۳۸۱).
مصطفوی درتحقیقی تحت عنوان بررسی میزان مشارکت اعضای هیات علمی دانشگاه شیراز در تصمیم گیری های مشارکتی نشان دادهاند که در میزان مشارکت زنان ومردان عضو هیئت علمی در تصمیم گیریهای دانشگاهی تفاوتی وجود ندارد (مصطفوی،۱۳۸۱).
در پژوهش انجام شده توسط اسمی(۱۳۸۵) تحت عنوان بررسی تحلیلی رابطه ساختار سازمانی با خلاقیت سازمانی در مدارس متوسطه شهر شیراز نتایج زیر به دست آمد:
۱- بین بعد تمرکز با خلاقیت سازمانی و ابعاد آن رابطه منفی و معنی داری در سطح ۰۱/۰وجود دارد به عبارت دیگر هر چه ساختار مدارس متمرکزتر باشد (سلسله مراتب دستوردهی از بالا به پایین حاکم باشد و تصمیمات فقط توسط یک نفر اتخاذ شود) میزان خلاقیت سازمانی کاهش مییابد و برعکس هرچه ساختار مدرسه غیرمتمرکز باشد و اعضا در تصمیم گیریها مشارکت داشته باشند میزان خلاقیت سازمانی و ابعاد ششگانه آن (تحمل شکست، قبول ابهام، تشویق نظریه های جدید، تحمل تضاد، پذیرش تغییر، کنترل بیرونی کم) افزایش مییابد.
۲- بین رسمیت با خلاقیت سازمانی و چهار بعد پذیرش تغییر، قبول ابهام، تشویق نظریه های جدید وکنترل بیرونی کم رابطه منفی معنیداری در سطح ۰۱/۰وجود دارد.
۳- مدارسی که طبق قوانین و مقررات رسمی و بدون توجه به نیازها، خواسته ها و علایق اعضای مدرسه اداره میشوند از میزان خلاقیت سازمانی کمی بهره مندند و برعکس مدارسی که رسمیت کمتری دارند میزان خلاقیت سازمانی آن ها افزایش مییابد.
بررسی های تجربی در ارتباط میان جنسیت و خلاقیت یکنواخت نیستند. در گروهی از مطالعات، تفاوتهای معنی داری میان زنان و مردان در خلاقیت نشان نداده اند. (داک ،۱۹۸۹، هاسلر و همکاران،۱۹۸۴، ریچاردسون۱۹۸۸) و پاره ای از بررسی ها برتری مردان را نشان دادهاند. ( تورنس[۶۱] ۱۹۶۳، ۱۹۶۵، وود وارد[۶۲] و همکاران، ۱۹۸۵ ) و بررسیهای کیم و میکاییل[۶۳]، ۱۹۹۵، کشنر[۶۴] ۱۹۸۵، مایر[۶۵]، ۱۹۸۳ ) برتری دختران را نسبت به پسران نشان میدهد (به نقل از پور جلی، ۱۳۷۹).
خلیفا(۱۹۹۶) با هدف بررسی تفاوتهای میان زنان و مردان در خلاقیت در فرهنگ سودان ۳۰۰ آزمودنی ۱۲ الی ۲۰ ساله را مورد بررسی قرار داد. (۱۴۹ مرد و۱۵۱ زن ) در این پژوهش که از آزمون خلاقیت گیلفورد استفاده گردیده است، نشان داده شد که مردان نسبت به زنان نمرات بالا تری کسب کردهاند و تفاوت معنی داری به نفع مردان وجود دارد. محقق اعتقاد دارد که این برتری مردان میتواند به خاطر عوامل اجتماعی، فرهنگی جامعه سودان و احتمالا فرهنگهای آفریقایی– عربی باشد. از جمله این عوامل میتوان به آزادی محدود زنان نسبت به مردان اشاره کرد (خلیفا به نقل از کریمی، ۱۳۷۹).
شواهد علمی مبنی بر اینکه خلاقیت از سن تمرد میکند، به وسیله پروفسور هاروی سی لیهمان[۶۶] استاد دانشگاه اوهایو مورد تحقیق و تأیید قرار گرفته است. او میگوید:” حتی اگر استعداد ذاتی ما رشد نیابد قدرت خلاقیتمان میتواند سال به سال، با سعی وکوششی که در آن زمینه به کار میبریم به رشد خود ادامه دهد ( سی لیهمان به نقل از آقایی فیشانی، ۱۳۷۷).
دکتر پال تورنس استاد دانشگاه نیوستا در آمریکا یک مطالعه تحقیقاتی تحت عنوان ” تشخیص نقش جنسیت در تفکر خلاق ” انجام داده که تفاوت مهمی بین امتیاز خلاقیت کلی و هیچ کدام از امتیاز های جنسیت برای مرد یا زن نشان داده نشده است (تورنس به نقل از آقایی فیشانی،۱۳۷۷).
نوری در قسمت یافته های تحقیقش آورده است که نتایج بررسی تاثیر تفاوتهای جنسی در خلاقیت و مؤلفه های آن بیانگر آن است که بین دختران وپسران در نمره کل خلاقیت و مؤلفه های آن به صورت جداگانه تفاوتی وجود ندارد (نوری،۱۳۸۱).
مقایسه ضرایب تعیین سه سبک مدیریت (سنتی ۴۲/۰، متعادل۶۲/۰ و مشارکتی۶۶/۰) نشان میدهد که با حرکت از سبک مدیریت سنتی به سبک مدیریت متعادل ضریب تعیین افزایش مییابد و با حرکت از سبک مدیریت متعادل به سبک مدیریت مشارکتی ضریب تعیین به بالاترین حد می رسد به عبارت دیگر با حرکت از سبک مدیریت سنتی به سبک مدیریت مشارکتی میزان خلاقیت دبیران نیز افزایش مییابد.
فصل سوم
روش تحقیق
روش تحقیق
۳-۱- مقدمه
در این فصل مهمترین مشخصه های پژوهش حاضر مشتمل بر روش تحقیق، جامعه آماری، نمونه آماری، روش نمونه گیری، ابزار اندازه گیری و شیوه های جمع آوری اطلاعات، برآورد اعتبار و روش های تجزیه و تحلیل آماری داده های تحقیق مورد بحث قرار خواهد گرفت.
۳-۲-روش تحقیق
تحقیق حاضر از نوع تحقیقات پیمایشی- همبستگی است.
علت استفاده ازاین روش بررسی رابطه میان متغیرها میباشد.تحقیقاتی که درآن یک نمونه ازیک جامعه انتخاب می شود و ویژگیهای نمونه موردبررسی قرارمیگیرد .
۳-۳- جامعه آماری، روش نمونه گیری و حجم نمونه:
“